محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

516

اكسير اعظم ( فارسى )

و كذا پياز دشتى سائيده در شهد آميخته و همچنين بهنگره آمله پوست هليله چرك آهن تخم نيل پهتكرى مساوى در سركه سوده . و ايضاً نمك باريك سوده به روغن گل آميخته ماليدن نافع سبوسه جلد و سر است . و اگر آب ليمو و شكر يك جا كرده بر سر بمالند و بعد دو پاس سر بشويند نافع بود و اين دوا براى حزاز معمول حكيم علوى خان است آرد نخود چهل درم حلبه به ورق نان سبوس زجاج سفيد سوده هر يك هشت درم گل خطمى شش درم كوفته در سركهء خمر كه ممزوج به آب باشد سرشته بر سر مالند و از روغن گل ممزوج به سركه خمر چرب كنند . اقوال حكما : [ سويدى ] سويدى گويد كه ضماد عصارهء شجرهء بىمالك تا پنج روز متواتر مجرب من است و كذا موم را بر آتش اندك گرم كرده بدان حزاز را كبس نمايند . و هرگاه موم سرد شود باز گرم كنند و اعادهء كبس او نمايند و اين فعل تا سى و پنج مرتبه كنند تا آن‌كه حزاز از پوست‌ى كه بالاى او است پاك گردد بعده شخصى روزه‌دار موم را نجايد و بر حزاز ضماد كند و همچنين تا سه روز متصل به عمل آرند بالخاصيت آن را نافع و مجرب من است . و ايضاً ضماد بشاهترهء تر يا خشك و غسل سر طبيخ آن مجرب است و كذا پياز عنصل و زيت بجوشانند كه قريب بسوختن رسد پس پياز دور كنند و در زيت گوگرد زرد و موم افزوده قيروطى سازند براى حزاز از مجرباتست و طلاى روغن بادام تلخ و كذا مرمكى به آب چقندر و كذا خاكستر پرسياوشان و كذا حب الآس به آب چقندر پخته و كذا پياز بلبوس به سركه و كذا زجاج سوخته به روغن زنبق و كذا اشق به سركه عنصل حل كرده و تنكار آميخته بعد خراشيدن حزاز و كذا خردل و عسل و كذا جزا كه آن زوفراست به روغن گل آميخته و كذا برگ نيل و كذا برگ كبر به سركه و كذا پيه بز و رقت رومى و كندر و كذا فوه الصبغ به سركه و كذا عصارهء كرنب و كذا سرگين فاخته به آب ترب سرشته چند مرتبه كه عجيب است و كذا خاكستر شاخ انگور و سرگين موش و سركه و زيت خوشبو با هم پخته و كذا آب زهرهء گاو و آب گندنا و نطرون و كذا شونيز به سركه و كذا ريوند به سركه و كذا صمغ كنار و كذا حنا به سركه سرشته تا بيست مرتبه و كذا خربق سفيد و آرد نخود به سركه و كذا شبت و زفت باريك سوده به آب حل كرده و اكل و ضماد حلبه و كذا پوست ترنج و كذا جوز جندم و كذا جوزبوا و كذا حب الصنوبر كبار و غسل سر بكندر و نطرون و كذا طبيخ نخود سرخ و كذا آب زفتى و شرب او و كذا طبيخ قنطوريون دقيق بدفعات هر واحد نافع حزاز است . [ ابو سهل ] ابو سهل گويد كه در حزاز سر بايد كه تنقيهء بدن كنند به دواى مسهل اگر بدن ممتلى باشد بعده ملوخيا استعمال نمايند و سر بدان بشويند و يا آب چقندر و آرد نخود و آرد ترمس و خطمى و آرد باقلا و آب حلبه و اسپغول و مغز خربزه هر واحد از اين با قدرى نمك و اندك سركه استعمال كنند و قويتر از اين زهرهء نر گاو و شحم حنظل و به ورق است . [ بوعلى ] بوعلى مىنويسد كه نوعى از حزاز خفيف بود و آن را علاج خفيف كفايت كند و طلاى سر به روغن گل و بنفشه بلعابات آن را زائل نمايد و نوعى از آن آن است كه شديدتر از اين بود و محتاج به دوائى باشد كه در آن جلاد تحليل قوى بود پس عقب او دواى مرطب و معدل به كار برند و نوعى از آن بسيار ردى است بتقريح مودى گردد و در علاج اين واجب است كه تنقيهء بدن به فصد و اسهال نمايند اگر حاجت اين باشد و سبب صعود ماده به سوى سر امتلاى بدن بود بعده علاج حزاز كنند . و هرگاه به دواى جالى علاج كرده شود عقب او روغن‌ها بمالند . ادويه حزاز كه ملائم به غير سوزش بسياراند حزاز جديد ضعيف را كفايت كند غسل سر به آب چقندر و به آب حلبه و بتخم خربزه و به آرد نخود و ترمس و باقلا و تخم خطمى مطبوخ در زيت و بلعاب بهدانه و خطمى و كتيرا و يا به گل خوزى و قيموليا و خصوصاً به آب چقندر بعد از آن‌كه يك ساعت بر سر گذارند و بتمرهندى و بكرفس و آب آن و طبيخ آزاد درخت و برگ شهدانج و برگ كنجد و اين هر دو گاهى حزاز قوى را باطل كنند با وجود لطافت خودها و همچنين عصارهء اين هر دو و بادام مقشر به سركه و آرد حلبه به سركه و يا بگيرند آرد نخود و يا برگ كنجد سوده به آب چقندر و اندك سركه و يا بگيرند آرد نخود و خطمى كوفته و به سركه سرشته طلا كنند و يا سر را بدان بشويند و يا بگيرند برگ نازك توت مثل غبار سوده و مثل خطمى استعمال كنند و يا خطمى را در زيت پرورده و يا كندر در شراب حل كرده به زيت آميخته و تكرار اين تا دو هفته كنند و از ادويهء لطيف سهل غسل سر به آب برگ بيد تر است كه اين جيد بالغ مجرب سليم است و لازم است كه سر را بهر كدام از اينها كه باشد بشويند بعده در شب مثل روغن گل و بفنشه بمالند ادوهء حزاز كه قويتر است با غسولات به ورق و كبريت و زهرهء نر گاو و يا شحم حنظل يا دردى شراب يا خردل و مويزج يا آبگينهء سوخته يا خربق يا صمغ سداب و مانند آن مخلوط سازند . و ايضاً بگيرند قيموليا و بزهرهء گاو سرشته استعمال كنند و تا دو ساعت بگذارند يا حب البان و آرد باقلا مساوى به آب پخته سر را بدان بشويند و يا بگيرند دردى شراب يك رطل صابون يك اوقيه به ورق چهار در خم همه را جمع كرده سر را بدان لطوخ سازند و به آب چقندر و آرد نخود بشويند بعده روغن آس استعمال كنند و گاهى طلاى سر بسرگين گاو كرده مىشود و بسيار نفع مىكند يك شب راحت دهند و يك شب طلا نمايند و غسل او به بول شتر خصوصاً اعرابى شديد النفع است و آبگينه سوده در باب حزاز ردى قويست و همچنين دوائى كه در آن قلقديس و مويزج افتد و يا بگيرند غورهء به ورق و قلقند مساوى و بدان طلاى سر بعد حلق نمايند و گاهى هر دو به زيت جمع كرده مىشود و يا مويزج در زيت بسايند و بدان چرب كنند و يا بگيرند گوگرد و قلقند و به ورق مساوى و بلادن و روغن مصطكى گداخته آميزند و بر سر نهند و گاهى در آن خربق داخل كرده مىشود . دوايى كه بعض متأخرين ادعاى آن كرده‌اند و در تجربه جيد يافته شد بگيرند زوفاى رطب نيم جزو پيه بط يك جزو روغن خيرى يك جزو صمغ سداب ربع جزو و لادن دو جزو اول سر را به آب گرم و صابون بشويند بعده بر خقهء خشك بمالند تا سرخ گردد پس يك شبانه‌روز بدان طلا كنند بعد از آن بشويند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد